|
زندگي زيباست |
|
happiness alphabet |
در مورد خاطرات باید بسیار مراقب بود و گر نه اکنون را برای به خاطر سپردن از دست می دهی
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 22:56 توسط ساناز |
لحظه ها رو گذروندیم به امید رسیدن به خوشبختی افسوس خوشبختی لحظه هایی بودن که گذشتن!
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 18:59 توسط ساناز |
چه گریزیست ز من؟ چه شتابی است به راه؟ به چه خواهی بردن در شبی این همه تاریک پناه؟ مرمرین پله آن غرفه عاج! ای دریغا که ز ما بس دور است لحظه ها را دریاب چشم فردا کور است نه چراغی است در آن پایان هر چه از دور نمایان است شاید آن نقطه نورانی چشم گرگان بیابان است؟!!
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 1:15 توسط ساناز |
و ناگهان چه زود دیر می شود

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 21:48 توسط ساناز |

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 21:45 توسط ساناز |